مهر 1390 - کهکشان

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

در کدام نشیب ِ


خیال سینو سی ِ من غرقی !؟


تو که دائم از فراز عشق می گفتی ... !!

**********************************

کاش در ایستگاه اول ،


چشم هایت را می بستی


تا اولین و آخرین مسافر،


زندان ِ نگاهت باشم . !!!


(مهرداد)

تو ای روح زمین گیرم ، چرا نالان و گریانی


چرا در این حبابِ  نیستی ، دائم پریشانی


بیا در کوی لیلا ها ، چو من گشت و گذاری کن


نه چون مجنون رویا ها ، بدریا تشنه میمانی


هوای ِ عاشقی ِاین سرا ، سرد است وجانفرسا


خوشا آن عشق که بر دل مینشاند، تیر پیکانی


هر آنقدر چو سگان نوشی از این کوزه ، عطش باقیست


بیا  بشکن  تو  این  مرداب را ،  آن  سان   که   میدانی


نفس ها  حبس  میگردد  در  این  ظلمت  سرا  دردا


بیا   دل   را   منَور  کن ،  بدین  دیدار   نورانی


نیابی تو در این پیکار ها  ماءمن   ، ز تیغ چشم


بیا ایمن نما خود را ، در این مینوی سبحانی


بیا پرواز کن چون من ، زمین را نیست جای تو


که عشق ایزدی بردم ، به آن سامان روحانی... (مهرداد)



                                      


ای بغض رهایم کن ، تا باز شوم


با اشک در آمیزم و  دمساز شوم


دیشب  که مرا تا  به  اذان آزردی


ای کاش سحر بخنده آغاز شوم ...

(مهرداد)


پینوشت :حال و هوای اینروز های فضای مجازی ، عجیب با دل من هماهنگ شده انگار این دو بدور از چشم من دست به تبانی از جنس کهکشان آزاری زده اند ، چند روزیست که از خنده های بی

بهانه خبری نیست ، شاید این دلِ در خفا حسود شده ، دگر قصد سازگاری ندارد ، باید جشنی بگیرم به میزبانی خیال خود وبا شیرینی کیک یاد شما و آن را مزین کنم به شمع وجود سپهر عزیز

که اگر چه فعلا" در کنارم نیست ، لیک مذاب آن شمع ، خاطر او را در خیال من همیشه نورانی وگرم نگه میدارد ، شاید تلنگری جدی از برای بیداری این خفته ی پریشان باشد .

           تو


مونالیزاترین تردیدی !


داوینچی ترین هم ،


اشک ها و لبخند هایت را باور نمی کند !! .


**********************************

فرشته مرگ ، شوخی شوخی مرا بوسید !


                نمی دانست ،


         جدی جدی می میرم !! .


(مهرداد )

در اولین سلام !


چشم بسته تو را خواستم !!!


  حالا ،،، به عصای سفیدم می خندی !!! ؟


(مهرداد)