طلوع - کهکشان

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

یادم رفت که بگویم که چه بر من گذشته بود 

 

یادم نبود بگویم که تار پودم گسسته بود 

 

تو در قاب شکسته ی من خنده ها دیدی ! 

 

اما در ورای آن 

 

دریای اشک بود که سرخی ِ گونه ام ربوده بود 

 

در سینه ام هماره ناله های تنها شقایقی بود 

 

که جامی گرفته بود و بر سریر عشق نشسته بود 

 

باید میگفتم تو را از آنهمه فراق و تنهایی! 

 

از لحظه ایکه طلسم شب از دست ساحره ی پیر 

 

بر زمین خورد وظلمت گریخت ،حادثه نبود 

 

ترس از طلوعی دوباره بود !! 

 

من نوید سحر را از سکوت آن شقایق تنها شنیدم 

 

که مستانه در بستر کودکانه ی خود آرمیده بود 

 

آری 

 

این بود سرچشمه ی رها شدنم 

 

در کویری که در آن! 

 

پر از عطش یاد خدا بود..... 

 

(مهرداد)