ماه من رخ بنما ، چهره گشا
عاشقم، از راه دوری آمدم.
آمدم ،با شوق دیدار آمدم
در میان این گذرگاه شلوغ!
کوکبانی چیده ام!
هدیه ها آورده ام زین کهکشان
تا کنم تقدیم رویت مهربان
ماه من چندیست ماهی های ما !
از لعب محروم و زندان منند!!
تا مبادا رقص هاشان گرد حوض
دلبرا عکس تو را تاری تنند!
ماه من هر گه شنیدی ناله ای
در مسیرم شمع ها روشن نما
چون هماره در کبود پر حسود
دام ها افراشتند ، اختر نما!
ماه من اینک منم آواز خوان
میزبانا ،در گشا ، آرام جان .
(مهرداد)

